close
تبلیغات در اینترنت
مرام
loading...

فیستو

عسل طیب ...چندروز پیش یکی از نوچه هایش را با چاقو زده بودند ، آمده بود مسجد برای فاتحه ی نوچه اش ، از قضا روضه ی قاسم بن الحسن علیهما السلام خوانده میشد ، مرد با آن سبیل چخماقی بزرگش بازی میکرد و به صحبت های مداح گوش می داد ... ، عمو جان آیا من هم شهید می شوم !؟ ... شهادت نزد تو چگونه است ای یادگاربرادر ؟ احلی من العسل ، شیرین تر از عسل... آری تو نیز شهید خواهی شد ! حسین علیهالسلام کمی به فکر فرو رفت و در دل با خودزمزمه میکرد ، قاسم چه قدر زیباست ! چه قدر شبیه برادرم حسن که درود خدا بر اوست می باشد…

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
مدافعان حرم 0 164 fatima
جدیدترین مدل های مانتو دخترانه 2015 0 205 hadi
ســرنوشـــت را نتوان از ســــر نوشـــت. 0 189 fatima
تبادل لینک رایگان باشبکه ی اجتماعی الباش 0 179 hadi
آموزش استفاده از سیستم شبکه ی اجتماعی الباش 7 436 hadi
شبکه ی اجتماعی الباش چیست؟ 2 227 hadi
................امروز تولدمه .............. 0 167 hadi
شبکه اجتماعی الباش 1 190 hadi
شـوی لـباس‌هـای ايـرانی زنـانه 0 466 hadi
مولا شمار درد دلم بی نهایت است... 0 236 jameekabireh
منم كه مادر امّ الائمه زهرايم... رحلت حضرت خدیجه کبری «سلام علیها» تسلیت باد. 0 176 jameekabireh
تسلیت به کار بر محترم Roze 2 259 jameekabireh
رفع بوی بد دهان بعـضی روزه داران 0 205 hadi
............. 1 219 hadi
ذکری برای بخشش گناهان کبیره 0 194 jameekabireh
پـانزده مـاده خـوراکی بـرای تسکین درد 0 196 hadi
جديد ترين توصيه هاي امنيتي بانك مركزي به شهروندان 0 194 hadi
خط قرمز هاي تغذيه روزه دار 0 176 hadi
میرسد روزی که بی چون و چرا می بینمت..شیعه نیوز 0 166 jameekabireh
مدل جدید شال و روسری ۲۰۱۳ 0 254 hadi

چقدر شیرین

هادي بازدید : 173 یکشنبه 17 دي 1391 زمان : 11:15 نظرات ()

عسل طیب ...چندروز پیش یکی از نوچه هایش را با چاقو زده بودند ، آمده بود مسجد برای فاتحه ی نوچه اش ، از قضا روضه ی قاسم بن الحسن علیهما السلام خوانده میشد ، مرد با آن سبیل چخماقی بزرگش بازی میکرد و به صحبت های مداح گوش می داد ... ، عمو جان آیا من هم شهید می شوم !؟ ... شهادت نزد تو چگونه است ای یادگاربرادر ؟ احلی من العسل ، شیرین تر از عسل... آری تو نیز شهید خواهی شد ! حسین علیهالسلام کمی به فکر فرو رفت و در دل با خودزمزمه میکرد ، قاسم چه قدر زیباست ! چه قدر شبیه برادرم حسن که درود خدا بر اوست می باشد ، آه ای دنیا اوف بر تو ... ،دوباره قلب حسین به درد آمده بود ، یادغربت و مظلومیت برادر تابش را برده بود وبا خود می گفت : قاسم یادگار مجتبی است وسیزده سال بیشتر ندارد ، همان داغ جسم تیر باران شده و جگر پاره پاره شده ی پدرش مرا کافی است ! ای دنیا اوف بر تو که دوستان تو کرمی ترین مردم زمان را به غریبترین مبدل کردند ... ...روزعاشورا نگاه برادر زاده و عمو به هم گره خورد ، انگار لحظه ای کربلا تبدیل به مدینه شد ، عطر یاس به مشام می رسید ، زرهای اندازه او نبود !... شاید تقدیر پدر وپسر یکی باشد ، دشمن از دیدن جسم کوچک ولطیف او زبان به نیش گشود ، نوجوان قسم خورد ، به خدا قسم علمدار سپاه کفر راخواهم انداخت ... علمداری که در پشت سپاه پناه گرفته بود بر زمین افتاد ، صدای الله اکبر استاد قاسم بلند شد ، آفرین قاسم جان عمویت عباس فدای تو شود... دشمن وامانده او را دوره کرد ... نبرد یک به صد، عادلانه نبود ؟! اما چه می شود کرد زمانه زمانه نامردیست ... طیب که مرام هایش هنوز نگذاشته بود خلافهایش مردی و مردانگی را به کلی از یادش ببرد ، فریاد کشید................

#ادامه در ادامه ي مطلب #

دانلود فايل هاي صوتي مرتبط بامتن در #ادامه مطلب #


تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
فیستو مجموعه ای از بهترین ها
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    مطالب سایت رو چطور ارزیابی می کنید؟









    آمار سایت
  • کل مطالب : 28
  • کل نظرات : 21
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 20
  • آی پی امروز : 11
  • آی پی دیروز : 10
  • بازدید امروز : 100
  • باردید دیروز : 27
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 678
  • بازدید ماه : 1,107
  • بازدید سال : 4,020
  • بازدید کلی : 42,387